بدون دیدگاه

خطاهای تصمیم گیری

202

همه ما طی زندگی‌مون کم و بیش با خطاهای ذهنی مواجه شدیم.

خطاهای ذهنی یا شناختی یا Cognitive Errors باعث ایجاد شرایطی میشن که ما رو حین تحلیل و تفسیر شرایط موجود به خطا میندازه و باعث میشن که ما نتونیم شرایط رو به خوبی ارزیابی و بررسی کنیم و ممکنه کاملا به درک اشتباهی از شرایط موجود برسیم. در واقع ممکنه اون چیزی که واقعا وجود داره رو نبینیم و یا یه چیز اشتباهی ببینیم و در نتیجه اتفاقی که توی اون شرایط میفته، چیزی نیست مگر تصمیم گیری اشتباه.

ما میدونیم که برای تصمیم گیری نیاز به یک سری اطلاعات داریم و اون اطلاعات باید بررسی بشن تا ما بتونیم یه تصمیم بهینه بگیریم. پس اگر درست نبینیم و درست درک نکنیم، یعنی اطلاعات غلطی بدست آوردیم و این یعنی تصمیم گیری در اثر اطلاعات اشتباه که مساویه با یه تصمیم گیریه اشتباه.

مثلا فرض کنید داخل یک اتاقی هستید که نه ساعت داره و نه هیچ پنجره ای به بیرون. تو همچین شرایطی شما نمیدونی کی شب شده و کی روز. ممکنه ساعت 3 بعدظهر باشه اما به حدی تاریک باشه که شما فکر کنی شب شده و تصمیم بگیری بخوابی و از اون طرف ساعت 10 شب تازه از خواب بیدار شی به هوای اینکه سحر شده. این شرایط یعنی خطای ذهنی که داریم به تبعاتش تصمیم هایی رو می‌گیریم که به جا نیستند. درک غلط از این محیط باعث شده ما اطلاعات اشتباهی بدست آورده باشیم و با توجه به اطلاعات اشتباه، تصمیم گیریمون هم اشتباه از آب در بیاد.

این اتفاق در حالتی رخ داده که ما فکر کردیم شرایط و مسئله رو به خوبی شناسایی کردیم، فکر کردیم که داریم درست حدس میزنیم و درست پیش میریم در صورتی که شرایط چیزی بجز این موضوعه و اون تصمیم گیری اشتباه میتونه عواقب جبران ناپذیری برای ما داشته باشه.

یه مثال دیگه؛ اون عکسی رو یادتون بیاد که مثلا یه عکس تاری بود که وسط اون یه نقطه قرمز قرار داشت. بهمون میگفتن 30 ثانیه به این تصویر خیره شید و بعد به دیوار سفید نگاه کنید و پشت سر هم پلک بزنید… چیزی که رو دیوار میدیدیم عکس یک شخصیت معروف بود. در واقع همچین عکسی روی دیوار نبود و این خطای ذهنی ای بود که برای مغز ما بوجود اومده بود و باعث خطای دید میشد.

اگر فکر کنید کلی عکس این مدلی میاد تو ذهنتون؛ که در واقع واقعیت یک چیز دیگه بود، اما ما داشتیم طور دیگه ای میدیدیم.

خطاهای تصمیم گیری هم در اثر همین خطاهای ذهنی میتونه بوجود بیاد. عوامل زیادی هستن که میتونن این خطاها رو در ذهن ما ایجاد کنن. عواملی که فکر می‌کنیم خب تصور و برداشت ما این بوده، پس تصمیم گیری هامون هم طبق همون برداشت صورت می‌گیره. غافل از اینکه ممکنه برداشت ما اشتباه بوده باشه. اما چجوری بفهمیم؟

امروز میخواییم به بررسی این خطاها از دید سایت های مختلف بپردازیم:

سایت اول:

https://b2n.ir/u99240

از نظر این سایت اینکه تصمیم گیری همیشه کار سختی بوده، دلیلش همین خطاهای ذهنیه. خطاهایی که باعث میشن به سمت بهترین انتخاب نریم و از تصمیمی که می‌گیریم پشیمون باشیم. در نتیجه این حس پیشمونی باعث میشه تا دفعات بعد از تصمیم گیری واهمه داشته باشیم که مبادا دوباره تصمیمی بگیریم که از اون پشیمون بشیم. این خطاها عبارتند از:

  1. اثر هاله ای: این اتفاق زمانی میفته که مغز انسان 2 یا چند چیز رو به هم پیوند میزنه. مثلا ممکنه شما با خودتون بگید “فلان شخص بسیار با ادبه، پس حتما منظم هم هست.” و یا برعکس. ممکنه شخصی رو ببینید که همیشه دیر سر قرارها حاضر میشه و فکر کنید که این شخص بی‌انضباطه، بی ادبه و کلی صفات بد دیگه‌ای رو بهش نسبت بدید.
  2. تله هزینه از دست رفته: ما انسان ها وقتی برای چیزی هزینه کرده باشیم، دوست نداریم اون چیز رو از دست بدیم. حالا این هزینه ممکنه به هر شکلی باشه: مالی، مادی، زمانی و یا … یعنی ممکنه ما برای اینکه چیزی رو از دست ندیم، تصمیماتی بگیریم که درست نباشن.
  3. خطای پیک-اند: پیک به معنای قله و اند به معنای پایان. ذهن انسان معمولا از هر پروسه ای، فقط اوج و پایان اون رو به خاطر میسپاره و این اتفاق باعث میشه اطلاعات کاملی نداشته باشه و با همون اطلاعات نصفه و نیمه تصمیم گیری کنه.
  4. ترس از دست دادن: فرض کنید استاد شما به شما می‌گه اگر کسی مقاله جدیدی بنویسه، 2 نمره به امتحان پایان ترمش اضافه می‌کنم. احتمالا میگید 2 نمره ارزشش رو نداره و بیخیالش میشید. حالا فرض کنید استاد بگه اگر کسی مقاله جدید نیاره، 2 نمره از امتحان پایان ترمش کم می‌کنم. این بار همه سعی می‌کنن زودتر مقاله رو بدست استاد برسونن که نکنه 2 نمره از دست بدن. این یعنی ترس از دست دادن همیشه بیشتر از خوشحالی بدست آوردنه. این موضوع میتونه باعث تصمیم گیری اشتباه بشه.
  5. تایید خود: انسان ها معمولا از واقعیت فرار می‌کنند و بیشتر به دنبال امنیت هستند تا واقعیت. در نتیجه از گرفتن اطلاعات جدید فرار می‌کنیم و به اطلاعات قدیمی که اونها رو به خوبی می‌شناسیم بسنده می‌کنیم، فقط به این دلیل که حس امنیت بیشتری به ما میدن.
  6. زیاد کردن گزینه ها: فرض کنید یک باکس از یک کالا به تعداد 6 تا محصول داخل اون با تخفیف 50% برای فروش گذاشته شده. حالا همون محصول رو تصور کنید داخل یک باکس 36تایی با همون تخفیف 50%. انتخاب ما همون باکس 6تاییه. چون از انتخاب گزینه دوم می‌ترسیم. چون در واقع تعداد زیاد شده و ممکنه ما رو نگران کنه این موضوع.
  7. کوری تصمیم گیری: مثل شخصی که پزشکی دوست داره اما روانشناسی قبول شده. علیرغم علاقه‌اش به روانشناسی به همه میگه که این رشته رو خیلی دوست داره و به تدریج خودش هم این موضوع رو باور میکنه در حالی که این موضوع فقط یه خطای شناختیه و بعدها تصمیماتش طبق همین علاقه ای که وجود نداره گرفته میشه.
  8. واگذاری تصمیم به دیگران: مثل وقتایی که برای تصمیم گیری از مشاور و شانس و تاس و فالگیر کمک می‌گیریم. البته راهنمایی گرفتن از افرادی که در مورد یک موضع علمش رو دارن خوبه اما به شرطی که تصمیم نهایی رو خودمون بگیریم نه اونها.
  9. پشیمانی قبل و بعد از تصمیم: بر اساس تیپ شخصیتی، 2نوع تصمیم گیرنده وجود داره: افرادی که به شدت پرفکشنیست هستند و برای همین مدام تصمیم گیری رو به تعویق میندازن به امید اینکه موردی بهتر پیدا بشه که همه ویژگی های مورد نظر رو داشته باشه و دسته دوم افرادی که  بلافاصله بعد از پیدا کردن اولین گزینه ای که فقط یکم مطابق با ارزشهاشون باشه، اقدام به تصمیم گیری می‌کنند.
  10. به تاخیر انداختن تصمیم گیری: افرادی که اهل ریسک نیستن، هدف مشخصی ندارن، قاطع نیستن و هیچ گزینه جذابی پیدا نمی‌کنن دچار نوعی خطای تصمیم گیری میشن. به این صورت که مدام تصمیم گیری رو به تعویق میندازن.

و اما سایت بعدی:

https://b2n.ir/n40533

از نظر نویسنده مواردی که باعث ایجاد خطاهای شناختی میشن عبارتند از:

پردازش اطلاعات (خطاهای آماری)، خطاهای عاطفی، خطاهای مربوط به حافظه (نحوه یادآوری یک واقعه)، خطاهای عدم توجه، انگیزه فردی، فشارهای اجتماعی (مثل سانسورها و سدهای اجتماعی) و در آخر خطای ناشی از افزایش سن (به دلیل کاهش انعطاف پذیری).

از نظر نویسنده این سایت وجود این خطاها همیشه هم مسئله بدی نیست. به شرطی که بهشون آگاه باشیم و بیشتر احتیاط کنیم.

https://b2n.ir/k73559

نویسنده این سایت معتقده که خطاهای ذهنی به دلیل تمایل انسان به تأکید بیش از حد بر تجریه، احساسات بی‌پایه، توهم، محاسبات سر انگشتی و راه های میان‌بر روانیه که در واقع موجب ایجاد فاصله با واقعیت می‌شه. و معمولا نتایج منفی اون بیشتر از نتیجه مثبتشه. از جمله این خطاها:

اثر مقایسه ای، تشدید تعهد، تمایل به تایید، خطای دسترسی، اطمینان بیش از حد، اثر تقدم و تاخر، خطای ادراک کلیشه ای و خطای تکیه گاه-تعدیل است.

https://b2n.ir/q22118

سایت ایران مدیر معتقده که خطاهای شناختی ای که منجر به خطاهای تصمیم گیری میشن رو باید قبل از اینکه تصمیم گیری کنیم بشناسیم وگرنه نوش دارو پس از مرگ سهراب فایده ای نداره. و اما این خطاها:

  1. اعتماد به نفس بیش از حد. افرادی که به اشتباه فکر میکنن در مورد مسئله مورد نظرشون میدونن ولی…
  2. رضایت‌مندی فوری. افرادی که دنبال سریع ترین نتیجه مثبت هستند. در این حالت اگر گزینه ای باشه که در آینده سود بیشتری داشته باشه، این افراد اون رو نادیده می‌گیرند و معتقدند “نقد رو بگیر و نسیه رو ول کن”. این افراد در زمان حال زندگی می‌کنند و براشون این مهمه که سریع به نتیجه برسن.
  3. خطای لنگراندازی. مثل شخصی که با اطلاعاتی خاص چنان شیفته چیزی شده که بقیه ماجرا تاثیری روی اون فرد نداره. مثلا افراد زیادی بودند که برای بورس لنگر انداختن اما کشتی‌شون به گل نشست.
  4. خطای ادراک گزینشی. مثل زمانی که اخبار زیادی در مورد یک موضوع وجود داره اما ما اون اخباری رو می‌شنویم که دلمون میخواد و بقیه رو نادیده می‌گیریم و فقط طبق همون اخباری که خودمون خواستیم تصمیم گیری می‌کنیم.
  5. خطای راستی آزمایی. در این مدل خطا، افراد تمایل به پذیرش اطلاعاتی دارند که دیدگاه خودشون رو تایید کنه.
  6. خطای بزرگنمایی. این خطا زمانی رخ می‌ده که افراد بخشی از اطلاعات رو نسبت به بقیه اطلاعات، پر رنگ‌تر کرده و روی همون اطلاعات پر رنگ شده تأکید می‌کنند.
  7. خطای دسترسی. افرادی که اطلاعات جدید رو جایگزین اطلاعات قدیمی می‌کنند و در واقع اطلاعات قدیمی به کل از دسترس اونها خارج میشه. در صورتی که ممکنه اطلاعات قدیمی بیشتر توی تصمیم گیری حال حاضر به ما کمک کنه اما این دسته از افراد به کل اونها رو فراموش کردن.
  8. خطای غرق شدن در هزینه گذشته. این خطا که بسیار هم متداول است با نام دام تعهد احساسی و عاطفی نیز شناخته می‌شه و زمانی رخ میده که چنان به تصمیمات گذشته‌مون متعهدیم که توان تغییر از ما سلب می‌شه. مثل کسی که رشته ای رو انتخاب کرده که بازار کار خوبی نداره و اون شخص این موضوع رو میدونه. اما چنان به اون رشته و تصمیمی که گرفته بود متعهده که تصمیم می‌گیره تا دکترای اون رشته همینطور ادامه بده!

نتیجه گیری:

این ها بخشی از خطاهای ذهنی بودند که منجر به ایجاد خطا در تصمیم گیری های ما میشه. ممکنه موارد زیادی هم توی ذهن شما باشه که اون ها هم میتونه درست باشه. بعضی وقتا ما توی زندگی‌مون تصمیم هایی گرفتیم در حالی که ناخواسته درگیر یک یا چند تا از این خطاها شده بوده بودیم. شاید با فلش بک زدن به گذشته بتونیم چند تا از اونها رو پیدا کنیم. البته نه با این هدف که بخواییم تصمیم هامون رو تغییر بدیم و یا عواقب اونها رو اصلاح کنیم چون احتمالا ممکنه دیگه دیر شده باشه (البته شاید هم این اتفاق افتاد… کی می‌دونه؟). اما هدف اصلی ما اینه که با مراجعه کردن به اونها سعی کنیم نقطه ضعف خودمون رو پیدا کنیم و ببینیم ذهن ما توی کدوم یکی از این ها ممکنه باگ داشته باشه و سعی کنیم اون رو برطرف کنیم.

مثلا اگر ما بدونیم که چند تا از تصمیم های بدی که داشتیم، بخاطر اثر هاله ای بوده که باعث شده بود مسائل بی‌ربطی رو به هم وصل کنیم، دفعه بعد تو همچین شرایطی یه تلنگر به خودمون می‌زنیم که بیشتر تحقیق کنیم و با چشم باز تری به قضیه نگاه کنیم.

یا اگر تا الان آدم پرفکشنیستی بودیم، ببینیم آیا مزایای این صفت برای ما بیشتر و کارآمد تر بوده یا اینکه این ویژگی همیشه به ضررمون تموم شده؟

هرچی شناخت ما از خودمون بیشتر باشه، به توسعه فردی بیشتری دست پیدا می‌کنیم و در نتیجه با تصمیم های درستمون، آینده بهتری رو برای خودمون رقم خوهیم زد.

ترتیبی که باشگاه کارآفرینی برای خواندن این مطلب به شما پیشنهاد می‌کند:

شاید شما خوشتان بیاید
دسته‌بندی: مقالات پایه

مقالات مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست