نوشته‌ها

چرا به مدیریت احتیاج داریم؟

تا اینجای کار کلی در مورد اینکه مدیریت چیه و کیا میتونن مدیر بهتری بشن صحبت کردیم و کلی نظرات مختلف رو خوندیم.

حالا سوال اصلی دیگه… اصلا چرا مدیریت؟

یه ارگان رو در نظر بگیرید (مثل خانواده که کوچکترین جامعه ست تا یه سازمان دولتی خیلی بزرگ)؛ اگر شخصی به اسم مدیر توی این سازمان ها نباشه چی میشه؟ شهر هرت رو همه مون میدونیم چیه.

یه شهر بدون قانون که پر از آشفتگیه و هیچی سر جای خودش نیست و هیچکدوم از ما حاضر نیست تو همچین شهری زندگی کنه؛ اگر هم کسی باشه تو این شهر، بعد از یه مدت خیلی کوتاه خودش میاد بیرون و احتمالا یه جورایی فرار میکنه.

حالا بریم تو دل گوگل و ببینیم نظر ععزا چیه:

https://plink.ir/lvYYT

اینجا شما یه متن ترجمه شده رو میبینید که منبع اون MIT Sloan هست و چیزی که همون اول به چشم میخوره اینه که: چرا هنوز به مدیران احتیاج داریم؟ این یعنی اینکه مدیریت از زمان قدیم بوده و همیشه بهش احتیاج داشتیم و وجودش ضروریه؛ چرا اینجوریه؟

با توجه به مثال هایی که تو این مقاله میبینیم نویسنده معتقده که مدیران به تدریج باید با تفویض اختیار، از بار وظیفه و مسئولیت هایی که دارن کم کنن و بهترین کار در این راستا اینه که تعداد مدیران اجرایی و میانی بیشتر بشه تا مدیران ارشد بیشتر بتونن از دانش تخصصی شون استفاده کنن و از اونجایی که یکی از ارکان اصلیه مدیریت تصمیم گیریه، این کار باعث میشه تا یه مدیر عالی کمتر وقت خودش رو صرف تصیم گیری برای سازمان بکنه.

یه جای دیگه هم به این موضوع اشاره شده که مدیر باید تو سازمانش سیستم سازی کنه (سیستم سازی یعنی اینکه مدیر باید طوری افرادش رو بچینه و طوری به اونها آموزش بده که بدون وجود خودش همه کارها به خوبی پیش بره).

خلاصه اش کنم براتون؛ نویسنده معتقده که حضور مدیر در  هر سازمانی کاملا ضروریه، برای اینکه باید چارچوب چیده بشه، مقرارتی گذاشته بشه و … اما مدیر عالی خودش نباید نظارت مستقیم داشته باشه روی اجرای قوانین.

https://yekpellebalatar.com/blog/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA/

این سایت ابتدای کار اومده تعریف مدیریت رو گفته که از اونجایی که میدونم همیشه همراهمون بودید، توی مقاله های قبلی با این قسمت آشنا شدید و به خوبی میدونید مدیریت چیه…

پس این بخش رو ازش میگذریم و بیایید پایین تر تا برسید به این تیتر که چرا مدیریت مهم است؟

نویسنده میگه که کارمندای معمولی کارشون فقط تو ساعات اداریه و بعدش حتی میتونن فراموش کنن که کجا کار میکنن اما یک مدیر اینجوری نیست و هیچوقت کارش تموم نمیشه و همیشه باید به اهداف شرکت فکر کنه؛ اگر بخوام دلایل اهمیت مدیریت رو از نظر نویسنده به صورت تیتروار براتون بگم میشه شامل:

بهینه سازی استفاده از منابع، کاهش هزینه ها، تشکیل یک سازمان سالم، برقراری تعادل و کمک به شکوفایی جامعه

https://yekpellebalatar.com/blog/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86/

نویسنده تو این سایت یه مثال جالب زده و سازمان رو به یه گروه ارکستر تشبیه کرده که اگر کارکنان هرکدوم بخوان واسه خودشون بصورت جداگانه ساز بزنن، اون میشه بدترین کنسرت و یه آهنگ گوش خراش. پس با اینکه ممکنه هرکسی نت خودش رو درست بزنه اما بدون وجود رهبر ارکستر یا همون مدیر سازمان، همگی به بیراهه میرن و همه چی خراب میشه. توی این گروه موسیقی، هدف مدیر ایجاد یک موسیقی دلپذیر و گوش نوازه و توی سازمان ها، هدف مدیر ایجاد سود برای کسب و کار و بعد هم علت وجود مدیر رو به توجه به وظایفش بیان میکنه که میشه شامل:

فراهم کردن تصویر شفاف از اهدف هر بخش،یاده سازی موثر پلن کسب و کار در جهت رسیدن به اهداف، ایجاد ضرا آهنگ یکنواحت بین بخش های مختلف سازمان، توانمند سازی کارکنان برای تحویل پروژه ها در ضرب العجل تعیین شده و برقراری اتمسفر مثبنت و صلح آمیز…

این سایت افراد حاضر در یک مجموعه رو به شکل چرخ دنده میبینه و میگه اون چیزی که باعث حرکت اینها میشه موتوره که در واقع میشه همون مدیر. و مدیره که افراد رو به حرکت در میاره و بهشون سمت و سو میده؛ بعد هم وظایف اصلی مدیر و اهم وجودش رو از دیدگاه ایشون میبینیم:

تحقق اهداف مشترک، استفاده بهینه از مبانع، کاهش هزینه، ایجاد یک ساختار امن، ایجاد توارن و احساس رفاه کارکنان است.

نتیجه گیری مون از سایت اینه که انتخاب درست مدیر باعث موفقیت یا عدم موفقیت سازمانه چون مدیر کسیه که افراد  تیم به اون شخص اعتماد دارن و علاوه بر این، مدیر نماینده یک سازمانه و یه سازمان با مدیرشه که شناخته میشه و باعث اعتماد سازی دیگران میشه.

https://plink.ir/0MgvJ

توی این سایت نویسنده بیشتر مثال زده؛ از فیلم و سریال گرفته تا سخن بزرگان درمورد اهمیت مدیریت که من چندتاشون رو اینجا براتون میارم:

به جمله از پیتر دراکر بخونیم که گفته: همان‌طور که درختان از سر فاسد می‌شوند و از بین می‌روند، یک سازمان هم زمانی دچار اضمحلال و نابودی می‌گردد، که مدیر آن سازمان توانایی مدیریت را نداشته باشد.

آلفرد مارشال هم می‌گه: «اگر سرمایه‌های جهان و ابزار و ماشین‌آلات، یک‌باره نابود شوند، اما مدیران ماهر، زمام امور را به دست داشته باشند، توسعه و پیشرفت از قبل هم شکوفاتر خواهد شد.

نویسنده اشاره میکنه که دیویس(Keith Davis ) اینطور بیان میکنه که ممکنه شما یه سازمان ببینی که رهبر یا مدیر نداشته باشه و هرکسی هم کار خودش و انجام بده ولی خب دچار یه آشفتگی و بلاتکلیفی میشن و باید یکی باشه که اون هارو به مسیر درست راهنمایی کنه.

در کل نظر ایشون هم این بوده که مدیر برای سازمان نقش حیاتی ای داره.

خب نظر افراد مختلف رو از قدیم تا حال خوندیم. چیزی که بین همه این متون مشترک بود اهمیت مدیر بود و اینکه وجود مدیر باعث شکل دهی به یه سازمان میشه.

نظر شما به عنوان علاقه مند این حوزه بعد از مطالعه ی این مقالات چیه؟!

آيين مقدس مديريت!

این داستان، کوتاه ولی معتبر است!

شرپا ها خودشون رو وقف آیین مقدس فتح اورست کردن، یعنی به افراد و کوهنوردان حرفه ای کمک میکنن تا صعود راحت تری داشته باشن؛ اغلب به دلیل تجربه ی بالا شون در صعود، کمتر باربری میکنن و در قامت یک کار بلد و مشاور همراه سفر افراد میشن!

مدیریت کلید واژه‌ی تمام چالش های بشری همیشه بوده، رهبری عواطف شخصی تا مدیریت مالی شخصی همیشه درگیر این مفهوم بوده، یعنی چالش های شخصی، اجتماعی، مالی، شغلی و… که هر کدوم  از ما بارها و بارها درگیرش بودیم با مفهومی به اسم مدیریت گره خورده؛ ما به عنوان افرادی که برای اولین بار کلید واژه ی مدیریت رو سرچ میکنیم با سایت های مختلفی رو به رو میشیم که معلوم نیست تا چه حد دیتای درستی به ما منتقل میکنن! همیشه میگن مطلبی رو ندونی بهتر از این هست که بد متوجه شده باشيدش؛ ما به عنوان دانش آموختگان مدیریت و کارآفرینی دانشگاه تهران، این کلید واژه ها رو سرچ کردیم و رسیدیم به این سایت ها و محتواي منتشر شده رو ارزیابی کردیم و به جای شما راه رو رفتیم تا بهترین راه رو به شما پبشنهاد بدیم!

با هم بریم برای آموختن درست مفهوم مدیریت:

اولین سایتی که باهاش رو به رو میشیم، ویکی پدیا هست:

1-https://plink.ir/tb6kX

از نظر ما، دید نسبی خوبی به شما میده؛ با هم بررسیش کنیم:

در همون لحظه ی ورود، شما با واژه ی رییس روبرو میشید که در عوام به جایگاه مدیریت، ریییس هم میگن و از این مطلب به سرعت بگذریم که بد آموزی داره.

مطلب در حد عمومی و تقسیم بندی خوبی داره و پیشنهاد میکنیم با همین ویکی پدیا مثل همیشه استارت بزنید، اما انتهای مطلب رو نیمه کاره رها کرده که حرجی بهش نیست، در ادامه متن تکمیل کننده ها رو اوردیم.

سایت بعدی که میبینیم، گروه آموزشی دکامی است که خودشون رو به عنوان اولین مرکز آموزش کاربردی مدیریت معرفی میکنن، بریم ببینیم چی میگن:

2-https://plink.ir/ncrV9
در کل با روند خوبی پیش میرن اما من با شدت با “مدیریت اکتسابی است اما ذاتی نع “زاویه دارم و در آخر برای جمع بندی بهش میپردازم که ما صفر و صد نیستیم، بلکه مثل یک ظرف پر از مایع تجمیعی از همه این احوالات هستیم؛ همچنین در ویدئوی یک دقیقه ای که گذاشتن، در مورد منش صحبت میکنن و اشاره میکنن که تعریف مشخصی از منش ندارند، اما میدونن که میشه با مطالعه رشد داد و ازش استفاده کرد، ما در مدیریت و کارآفرینی و حتی اقتصاد لاین مشخص نانوشته ای برای اثرات شانس، الهامات و قدرت قلب قائل هستیم، مشتاق شنیدن و یاد گرفتن مفاهیم مرتبط با منش هستم.

در ادامه به سایت متمم میرسیم، ما الان در لبه تیغ ره میریم! چرا؟ چون عشاق آقای شعبانعلی اگر بفهمن ما سایت رو بررسی کردیم چه موافق باشیم و چه مخالف گردن ما رو خواهند زد! استاد به ما امان نامه بدهید!

3- https://plink.ir/OeBF8

اگر دو مقاله قبلی در دو سایت قبلی رو مطالعه کرده باشید، اطلاعات تکمیلی که آقای شعبانعلی در مورد مینتزبرگ نوشتن بسیار جذاب و کامل کننده خواهد بود همچنین به درستی به قرابت بین “مدیریت و رهبری” اشاره کردن و به آفت عدم مسئولیت پذیری اشاره کردن؛ آفتی که در زندگی شخصی ما و همچنین آفت نظام مدیریتی ما در هر سطحی سبب ابتلا به وضع الان‌مون شده؛ در ادامه به مرور مطالب قبلی پرداختند و بعد دسترسی ما رو بستن! به هر حال علم مدیریت در مفاهیم پایه ای اختصاصی هست!

هر چند ما پیشنهاد میکنم، عضویت کامل این سایت رو تهیه کنید!

بعد از محتوای سایت متمم احتیاج به افزایش دایره‌ی دانش مون داریم؛ در جستجو ها به سایت ایران مدیر میرسیم که شعار “ایران مدیر میخواهد” رو میده، قبل از بررسیش به یک گفتگو که بین من و دوستم رخ داده بپردازیم:

+این دوره ی هلث ام بی ای هم میتونه برای بچه ها جذاب باشه، چون دوره ی عملی و علمی درست و درمون نداریم.

*آره، قطعا؛ شما هر چقدر دانش بیشتری تو ظرف دانش ت بریزی قطعا نتیجه ی بیشتری میگیری، چه هدفت موندن باشه چه رفتن.

+قطعا، فکر کن یه مملکتی در هاش رو ببنده و بگه سرانه ی پزشک و مهندس و… پر شده دیگه نمیخوام اما نمیگه مدیر و کارآفرین نمیخوام که! هر چی مدیر بیشتر داشته باشی و با سواد باشن بهتر هست.

*فکر کردی این ویزا های استارتاپی پس از کجا اومدن!

خب ایران مدیر میخواد ببینیم چی یادمون میده:

4- https://plink.ir/t7E9H

از مطالب اولیه بگذریم چون در مطالب قبلی تکرار شده و چیز جدیدی برای ما نداره اما قسمت سبک های مدیریتی هر چند که کامل نیست مطالبش اما ذهنیت خوبی ایجاد میکنه؛ هر چند شما با خوندن این مطلب به سبک مدیریت دیکتاتور مآبانه در ارزیابی سبک خودت میرسی.

مطلب خوبشون اون لایه های مدیریت هست که بنیان تشریح سایر ساختار ها هست؛ هر چند الان سبک لایه های ساختار سازمانی عوض شده اما همچنان تفکرش رایج هست.

در ادامه به سایت یک پله بالاتر میرسیم که با مدیریت آقای آیدین نامدار هست و از قدمای علمی حوزه ی مشاوره مدیریت و شاخ و برگ هاش هستند، مطالب این سایت هم میتونه جمع بندی شده مطالب قبل باشه و تصویر مشخصی برای لایه ها و سطوح مدیریتی دارن، اگر تا اینجا مطلبی رو مطالعه نکردی، این مقاله رو ابتدا و سپس متمم رو بخونید.

5-https://plink.ir/ZImM8

در ادامه ی سفرمون برای رسیدن به قله به سایت همرو میرسیم؛ همرو به زبان ساده یک مرکز مشاوره مدیریت هست، من رویکرد مجموعه ی همرو رو خیلی دوست دارم، گزارشات سالیانه شون و…

6- https://plink.ir/pKv1l

هیچ جای کامنت دادنی باقی نذاشته اما بعضی از مطالب اگر با اینفوگرافی بیان میشد شاید بهتر بود و همچینین اینکه از مسائل مهمی صرفا با توضیح کوتاهی عبور کرده که ممکنه باعث بد آموزی و بد فهمی برای مایی که به دنبال کشف مدیریت هستیم بشه.

سایر سایت ها مطالب کپی یا جسته و گریخته دارن که ممکنه باعث گمراهی شما بشه؛ ما هم نکات تکمیلی درباره‌ی این مطالب داشته باشیم و بریم سراغ قله‌ی دیگه‌اي:

اولین مطلبی که وجود داره، ما نتیجه یک پژوهشی رو مطالعه میکردیم که این صحبت که مدیریت اکتسابی هست رو پذیرفته اما براساس پژوهش آماری و میدانی گفته بود تا حدود چهل درصد این امر، یعنی تبدیل شدن به یک مدیر کار درست با کمک ژن ها و ژنتیک رخ داده بود، برای تفهیم بهتر این موضوع از بدن سازی مثال میزنیم، عده ای بدن چربی سازی دارن اما عده ای نع، اگر دو فرد با وزن یکسان و شرایط یکسان از نظر برنامه و تغذیه و مربی بخوان تلاش کنن اون فردی که بدن چربی سازی داره باید بیشتر تلاش کنه تا همانند رقیبش بخواد نتیجه بگیره، از این رو اثر وراثت رو نمیشه رد کرد اما دلیلی برای تلاش نکردن در جهت رشد و شکوفایی نیست، صرفا یک فکت علمی هست، در مدیریت و کارآفرینی از این دست مسائل بسیار داریم، جلوتر با هم بهش خواهیم پرداخت و یادتون نره درگیر تفکر صفر و صدی و باینری نشید که آفت نو مدیران هست، شما در مدیریت با روح و روان و رفتار افراد درگیر هستی تا خروجی این رفتار ها به عدد و نتیجه تبدیل بشه، و ادم‌ها ظرف هایی و ترکیبی از همه‌ی این ها هستند.

خب حالا تعریف سرراست مدیریت چیه؟

ماری پارکر فلت از زنان پشیرو و پیشگام در علم مدیریت خصوصا رفتار سازمانی بوده که تعریف ما شباهت زیادی به تعریف ایشون داره، از این رو اول تعریف ماری پارکر فلت رو با هم مرور کنیم؛ ماری پارکر فالت (Mary Parker Follett) مدیریت رو این مدلی تعریف میکنن که:

“مدیریت را هنر انجام دادن کار به وسیله ی دیگران می داند. در این معنی هر کس بتواند کارها را با استفاده از نیروی دیگران به انجام برساند مدیر است .به عبارت دیگر مدیر هماهنگ کننده و کنترل کننده فعالیت های دسته جمعی برای رسیدن به هدف مطلوب سازمان با حداکثر کارآیی می باشد.” به کلید واژه هایی که میگه دقت کنی؛ هنر نیروی دیگران، هماهنگی، کنترل، هدف، کارآیی، از این رو ما در مدیریت با مهارت های دانشی در گیر هستیم.

تعریف ما از مدیریت: انجام دادن کار ها با و به وسیله ی دیگران!

این تعریف تمام معانی بالا رو در بر داره؛ چرا؟ چون برای انجام دادن کار باید تمام مراحلی که در بالا از ش صحبت شد رخ داده باشه تا به مرحله ی انجام برسه و وظیفه‌ی مدیر هدایت و راهبری جریان هست.

خب حالا یه تعریف درست و درمون تو دستمون داریم، بریم اخرین کلام شرپا رو هم بشنویم و بریم عمیق شیم تو مطالبی که با هم خوندیم:

مینتزبرگ میگه مدیریت یا قسمتی از مدیریت قابل آموزش دادن نیست، به چه دلیلی؟ میگن اگر کسی میخواد به سرداری برسه باید از سربازی شروع کنه! شما اگر از بهترین دانشگاه جهان هم از رشته مدیریت فارغ التحصیل شده باشی، بهت پست مدیریتی نمیدن مگر اینکه بابا تون قبلا اونجا مدیر بوده باشه! پس باید با سیستم پیوستگی ارام ارامر شد کنید و با چالش ها کنار بیایید.

از این رو باید پله به پله رشد کرد، سرعت رشد به توانایی ها و اشتیاق و عملکرد شما وابسته هست؛ در گذشته می‌گفتن که «مدیران متولد می‌شوند» اما امروزه میگن که «مدیران ساخته می‌شوند» که این جمله بر صحبت های بالا دلالت داره.

حالا از الان به سوالی که قراره در سفر بعدی بهش بپردازیم فکر کنیم: مدیریت علم هست یا هنر؟