نوشته‌ها

چرا به مدیریت احتیاج داریم؟

تا اینجای کار کلی در مورد اینکه مدیریت چیه و کیا میتونن مدیر بهتری بشن صحبت کردیم و کلی نظرات مختلف رو خوندیم.

حالا سوال اصلی دیگه… اصلا چرا مدیریت؟

یه ارگان رو در نظر بگیرید (مثل خانواده که کوچکترین جامعه ست تا یه سازمان دولتی خیلی بزرگ)؛ اگر شخصی به اسم مدیر توی این سازمان ها نباشه چی میشه؟ شهر هرت رو همه مون میدونیم چیه.

یه شهر بدون قانون که پر از آشفتگیه و هیچی سر جای خودش نیست و هیچکدوم از ما حاضر نیست تو همچین شهری زندگی کنه؛ اگر هم کسی باشه تو این شهر، بعد از یه مدت خیلی کوتاه خودش میاد بیرون و احتمالا یه جورایی فرار میکنه.

حالا بریم تو دل گوگل و ببینیم نظر ععزا چیه:

https://plink.ir/lvYYT

اینجا شما یه متن ترجمه شده رو میبینید که منبع اون MIT Sloan هست و چیزی که همون اول به چشم میخوره اینه که: چرا هنوز به مدیران احتیاج داریم؟ این یعنی اینکه مدیریت از زمان قدیم بوده و همیشه بهش احتیاج داشتیم و وجودش ضروریه؛ چرا اینجوریه؟

با توجه به مثال هایی که تو این مقاله میبینیم نویسنده معتقده که مدیران به تدریج باید با تفویض اختیار، از بار وظیفه و مسئولیت هایی که دارن کم کنن و بهترین کار در این راستا اینه که تعداد مدیران اجرایی و میانی بیشتر بشه تا مدیران ارشد بیشتر بتونن از دانش تخصصی شون استفاده کنن و از اونجایی که یکی از ارکان اصلیه مدیریت تصمیم گیریه، این کار باعث میشه تا یه مدیر عالی کمتر وقت خودش رو صرف تصیم گیری برای سازمان بکنه.

یه جای دیگه هم به این موضوع اشاره شده که مدیر باید تو سازمانش سیستم سازی کنه (سیستم سازی یعنی اینکه مدیر باید طوری افرادش رو بچینه و طوری به اونها آموزش بده که بدون وجود خودش همه کارها به خوبی پیش بره).

خلاصه اش کنم براتون؛ نویسنده معتقده که حضور مدیر در  هر سازمانی کاملا ضروریه، برای اینکه باید چارچوب چیده بشه، مقرارتی گذاشته بشه و … اما مدیر عالی خودش نباید نظارت مستقیم داشته باشه روی اجرای قوانین.

https://yekpellebalatar.com/blog/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA/

این سایت ابتدای کار اومده تعریف مدیریت رو گفته که از اونجایی که میدونم همیشه همراهمون بودید، توی مقاله های قبلی با این قسمت آشنا شدید و به خوبی میدونید مدیریت چیه…

پس این بخش رو ازش میگذریم و بیایید پایین تر تا برسید به این تیتر که چرا مدیریت مهم است؟

نویسنده میگه که کارمندای معمولی کارشون فقط تو ساعات اداریه و بعدش حتی میتونن فراموش کنن که کجا کار میکنن اما یک مدیر اینجوری نیست و هیچوقت کارش تموم نمیشه و همیشه باید به اهداف شرکت فکر کنه؛ اگر بخوام دلایل اهمیت مدیریت رو از نظر نویسنده به صورت تیتروار براتون بگم میشه شامل:

بهینه سازی استفاده از منابع، کاهش هزینه ها، تشکیل یک سازمان سالم، برقراری تعادل و کمک به شکوفایی جامعه

https://yekpellebalatar.com/blog/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86/

نویسنده تو این سایت یه مثال جالب زده و سازمان رو به یه گروه ارکستر تشبیه کرده که اگر کارکنان هرکدوم بخوان واسه خودشون بصورت جداگانه ساز بزنن، اون میشه بدترین کنسرت و یه آهنگ گوش خراش. پس با اینکه ممکنه هرکسی نت خودش رو درست بزنه اما بدون وجود رهبر ارکستر یا همون مدیر سازمان، همگی به بیراهه میرن و همه چی خراب میشه. توی این گروه موسیقی، هدف مدیر ایجاد یک موسیقی دلپذیر و گوش نوازه و توی سازمان ها، هدف مدیر ایجاد سود برای کسب و کار و بعد هم علت وجود مدیر رو به توجه به وظایفش بیان میکنه که میشه شامل:

فراهم کردن تصویر شفاف از اهدف هر بخش،یاده سازی موثر پلن کسب و کار در جهت رسیدن به اهداف، ایجاد ضرا آهنگ یکنواحت بین بخش های مختلف سازمان، توانمند سازی کارکنان برای تحویل پروژه ها در ضرب العجل تعیین شده و برقراری اتمسفر مثبنت و صلح آمیز…

این سایت افراد حاضر در یک مجموعه رو به شکل چرخ دنده میبینه و میگه اون چیزی که باعث حرکت اینها میشه موتوره که در واقع میشه همون مدیر. و مدیره که افراد رو به حرکت در میاره و بهشون سمت و سو میده؛ بعد هم وظایف اصلی مدیر و اهم وجودش رو از دیدگاه ایشون میبینیم:

تحقق اهداف مشترک، استفاده بهینه از مبانع، کاهش هزینه، ایجاد یک ساختار امن، ایجاد توارن و احساس رفاه کارکنان است.

نتیجه گیری مون از سایت اینه که انتخاب درست مدیر باعث موفقیت یا عدم موفقیت سازمانه چون مدیر کسیه که افراد  تیم به اون شخص اعتماد دارن و علاوه بر این، مدیر نماینده یک سازمانه و یه سازمان با مدیرشه که شناخته میشه و باعث اعتماد سازی دیگران میشه.

https://plink.ir/0MgvJ

توی این سایت نویسنده بیشتر مثال زده؛ از فیلم و سریال گرفته تا سخن بزرگان درمورد اهمیت مدیریت که من چندتاشون رو اینجا براتون میارم:

به جمله از پیتر دراکر بخونیم که گفته: همان‌طور که درختان از سر فاسد می‌شوند و از بین می‌روند، یک سازمان هم زمانی دچار اضمحلال و نابودی می‌گردد، که مدیر آن سازمان توانایی مدیریت را نداشته باشد.

آلفرد مارشال هم می‌گه: «اگر سرمایه‌های جهان و ابزار و ماشین‌آلات، یک‌باره نابود شوند، اما مدیران ماهر، زمام امور را به دست داشته باشند، توسعه و پیشرفت از قبل هم شکوفاتر خواهد شد.

نویسنده اشاره میکنه که دیویس(Keith Davis ) اینطور بیان میکنه که ممکنه شما یه سازمان ببینی که رهبر یا مدیر نداشته باشه و هرکسی هم کار خودش و انجام بده ولی خب دچار یه آشفتگی و بلاتکلیفی میشن و باید یکی باشه که اون هارو به مسیر درست راهنمایی کنه.

در کل نظر ایشون هم این بوده که مدیر برای سازمان نقش حیاتی ای داره.

خب نظر افراد مختلف رو از قدیم تا حال خوندیم. چیزی که بین همه این متون مشترک بود اهمیت مدیر بود و اینکه وجود مدیر باعث شکل دهی به یه سازمان میشه.

نظر شما به عنوان علاقه مند این حوزه بعد از مطالعه ی این مقالات چیه؟!

مدیریت، اکتسابی یا ذاتی؟

در سلسله مقالات بررسی تاریخچه و تئوری مدیریت با مفهوم مدیریت آشنا شدیم و بعد به بررسی جنبه های علمی و هنری پرداختیم و حالا در ایستگاه این هستیم که آیا مدیریت اکتسابی هست یا ذاتی!

ژن ها بیشتر بیان میشن یا آموزش ها بیشتر اثر دارن؟!

در افسانه ها، باور ها و اعتقادات قدما وجود داره که فردی توسط قدرتی در بالای دست ما افراد رو برای رهبری آماده میکنه! مثلا در سریال 100، یک ریز تراشه این قدرت رو به اون خداوندگار برای رهبری میداد یا اعتقاد وایکینگ ها به والا ها و خدایانی که ماموریت رو در تالار به افراد ابلاغ میکردند.

خب حالا ما باید ببینیم واقعا این مسئولیت به ما چگونه ابلاغ شده! برای رسیدن به جواب این چالش ذهنی، بریم سراغ یاور همیشه مومن، حضرت گوگل:

https://plink.ir/4mGyk

نویسنده در کل معتقده که مدیریت و رهبری چیزیه که اکتسابیه اما داشتن زمینه و استعداد هم در مدیریت و رهبری نقش مهمی داره.

نویسنده در متن به این مهم اشاره میکنه که مي‌توان‌ گفت‌ مديريت‌ و رهبري‌ صرفٹ ذاتي‌نيست‌. اگر چه‌ اعتقاد به‌ذاتي‌ بودن‌ ويژگي‌هاي‌ مديريت‌ از قطعيت‌ افتاده‌ است‌،مع‌ذالك‌ هر كسي‌ نمي‌تواند بدون‌ داشتن‌ زمينه‌ها، استعدادها و قابليت‌هايي‌ به‌رهبري‌يا مديريت‌ بپردازد. داشتن‌ استعداد يادگيري‌، شناخت‌ و تطبيق‌ با محيط مي‌تواندعاملي‌ براي‌ كسب‌ موفقيت‌ در مديريت‌ به‌حساب‌ آيد.

و بعد به بررسی صفات مهم مدیران یا رهبران میپردازه؛ رهبری با مدیریت قرابت داره؟!

در ادامه به این روم پرسش و پاسخ میرسیم که:

https://plink.ir/rxzhB

که این سوال اصلی رو از مخاطبینش  پرسیده:

بنظر شما چه سهمی از یک مدیر اکتسابی است و چقدر آن ذاتی؟

نکات مهم پاسخ  ها رو با هم مرور میکنیم:

عده ای به جوهره و استعداد و نبوغ اشاره داشتند اما عده ی دیگری به آموزش و فراگیری اصول پایه و ارتقا استعداد با آموزش معتقد هستند؛ والله اعلم، بریم ببینیم چی در ادامه داریم!

https://plink.ir/aT7FQ

یه متن شسته و رفته که اگر تابحال سایت های قبلی رو سر نزدید این متن میتونه یه جواب حدودا کاملی به شما بده! گل مطلبش چیه؟

مديران هر روز و هر ساعت با انسانهايي سر و كار دارند كه هر يك در حالات روحي و جسمي متفاوتي هستند، قواعد و قوانين كار هر روز عوض ميشوند، شرايط محيط تجاري روز به روز پيچيده تر ميشود و به همين سبب بايد جرئت كرد و گفت كه مديريت بيشتر از آن كه علم باشد هنر است.

من که کیف کردم!

بعد این مطلب عالی اصلا دستم نمیره که بخوام چیز دیگه ای بنویسم اما چه کنم که ما مامور به وظیفه ایم! بریم ادامه ی کاوش

در ادامه با:

https://plink.ir/uuQmz

خاصیت ندانستن این است که انسان اغلب ندانستنش را نمی داند! پس اولین آورده آموختن، دانستن ندانستن است و این دانستن هرچه زودتر در حوزه مدیریت آغاز شود، به همان نسبت از خسران های احتمالی پیش گیری خواهد نمود و سودها را بیشتر و بیشتر خواهد ساخت.
صرفا این یه تیکه متن رو میذارم و بسنده میکنم واقعا جز به جز به بررسی استعداد پرداخته بود و در نهایت با جمع بندی بالا مسیر رو علمی کرده بود

در ادامه یکم عمیق تر شیم و بعد برگردیم! عمق زیاد موجب خفگی مون نشه؟!

https://plink.ir/IFHpp

این سایت به بررسی ذاتی یا اکتسابی بودن مدیر پروژه بودن میپردازه! مدیر پروژه بودن به نظرم بعد از کار در معدن و لاک زدن با لاکی که دیر خشک میشه، سومین کار سخت دنیا هست! اینکه چجوری بتونی شروع کننده، هدایت کننده و تمام کننده یک پروژه باشی، قدرت زیادی میطلبه!

شما رو دعوت میکنم متن رو بخونید اما اگر حالش رو ندارید یک جمله ی بسیار پر معنی گذاشته که:

لری الیسون، موسس شرکت اوراکل گفته: “مشکلی نبوده که برای رسیدن به موفقیت لازم باشد و من پشت سر نگذاشته باشم”

 پس آقا! یاالله و دنده بدید و حرکت کنید که کار سخت برای همه هست و نابرده رنج و گنج و نو پین و نو گین رخ نمیده!

https://plink.ir/KYN3Z

تحقیقی صورت گرفته که مدیریت رو از نظر ژنتیکی بررسی کرده؛ یه نمودار رو تصور کنید که محور Y توان اجرایی و محور X‌ میشه توان بالقوه؛ به همین ترتیب میتونید جایگاه فرد رو تو این نمودار پیدا کنید.

به گفته نویسنده در شرکت ها ارزش توانایی بالقوه بیش از توانایی اجرایی است و شرایط کاری برای افراد دارای توانایی بالقوه بهتر از سایر افراد است.

اگر تا بحال هیچ کدام از لینک  ها و مقاله ها رو مشاهده نکردید؛ پیشنهاد میکنم قطعا این لینک رو با چشم برادری مشاهده کنید؛ من بیش از این توضیح نمیدم و صرفا به یک سوال میرسیم؛ به نظرشما مهارت یا ویژگی در رهبری، کدام یک جواب این مسئله است؟

در نهایت میتوان گفت اثر ژنتیک مانند کاتالیزور عمل کرده و سرعت تبدیل شدن از بالقوه به بالفعل شدن در مدیریت را افزاش میدهد؛ افسانه ای در مدیریت هست که 40 درصد مدیریت ذاتی است و بقیه اکتسابی اما اگر این هم واقعی باشد برای ما در جهان امروز که توانایی کسب هر توانایی را در هر سطحی داریم چالشی ایجاد نخواهد کرد؛ دغدغه ی ما الان چیز دیگری ست نع درصد بیان ژن های مدیریتی مون.

آيين مقدس مديريت!

این داستان، کوتاه ولی معتبر است!

شرپا ها خودشون رو وقف آیین مقدس فتح اورست کردن، یعنی به افراد و کوهنوردان حرفه ای کمک میکنن تا صعود راحت تری داشته باشن؛ اغلب به دلیل تجربه ی بالا شون در صعود، کمتر باربری میکنن و در قامت یک کار بلد و مشاور همراه سفر افراد میشن!

مدیریت کلید واژه‌ی تمام چالش های بشری همیشه بوده، رهبری عواطف شخصی تا مدیریت مالی شخصی همیشه درگیر این مفهوم بوده، یعنی چالش های شخصی، اجتماعی، مالی، شغلی و… که هر کدوم  از ما بارها و بارها درگیرش بودیم با مفهومی به اسم مدیریت گره خورده؛ ما به عنوان افرادی که برای اولین بار کلید واژه ی مدیریت رو سرچ میکنیم با سایت های مختلفی رو به رو میشیم که معلوم نیست تا چه حد دیتای درستی به ما منتقل میکنن! همیشه میگن مطلبی رو ندونی بهتر از این هست که بد متوجه شده باشيدش؛ ما به عنوان دانش آموختگان مدیریت و کارآفرینی دانشگاه تهران، این کلید واژه ها رو سرچ کردیم و رسیدیم به این سایت ها و محتواي منتشر شده رو ارزیابی کردیم و به جای شما راه رو رفتیم تا بهترین راه رو به شما پبشنهاد بدیم!

با هم بریم برای آموختن درست مفهوم مدیریت:

اولین سایتی که باهاش رو به رو میشیم، ویکی پدیا هست:

1-https://plink.ir/tb6kX

از نظر ما، دید نسبی خوبی به شما میده؛ با هم بررسیش کنیم:

در همون لحظه ی ورود، شما با واژه ی رییس روبرو میشید که در عوام به جایگاه مدیریت، ریییس هم میگن و از این مطلب به سرعت بگذریم که بد آموزی داره.

مطلب در حد عمومی و تقسیم بندی خوبی داره و پیشنهاد میکنیم با همین ویکی پدیا مثل همیشه استارت بزنید، اما انتهای مطلب رو نیمه کاره رها کرده که حرجی بهش نیست، در ادامه متن تکمیل کننده ها رو اوردیم.

سایت بعدی که میبینیم، گروه آموزشی دکامی است که خودشون رو به عنوان اولین مرکز آموزش کاربردی مدیریت معرفی میکنن، بریم ببینیم چی میگن:

2-https://plink.ir/ncrV9
در کل با روند خوبی پیش میرن اما من با شدت با “مدیریت اکتسابی است اما ذاتی نع “زاویه دارم و در آخر برای جمع بندی بهش میپردازم که ما صفر و صد نیستیم، بلکه مثل یک ظرف پر از مایع تجمیعی از همه این احوالات هستیم؛ همچنین در ویدئوی یک دقیقه ای که گذاشتن، در مورد منش صحبت میکنن و اشاره میکنن که تعریف مشخصی از منش ندارند، اما میدونن که میشه با مطالعه رشد داد و ازش استفاده کرد، ما در مدیریت و کارآفرینی و حتی اقتصاد لاین مشخص نانوشته ای برای اثرات شانس، الهامات و قدرت قلب قائل هستیم، مشتاق شنیدن و یاد گرفتن مفاهیم مرتبط با منش هستم.

در ادامه به سایت متمم میرسیم، ما الان در لبه تیغ ره میریم! چرا؟ چون عشاق آقای شعبانعلی اگر بفهمن ما سایت رو بررسی کردیم چه موافق باشیم و چه مخالف گردن ما رو خواهند زد! استاد به ما امان نامه بدهید!

3- https://plink.ir/OeBF8

اگر دو مقاله قبلی در دو سایت قبلی رو مطالعه کرده باشید، اطلاعات تکمیلی که آقای شعبانعلی در مورد مینتزبرگ نوشتن بسیار جذاب و کامل کننده خواهد بود همچنین به درستی به قرابت بین “مدیریت و رهبری” اشاره کردن و به آفت عدم مسئولیت پذیری اشاره کردن؛ آفتی که در زندگی شخصی ما و همچنین آفت نظام مدیریتی ما در هر سطحی سبب ابتلا به وضع الان‌مون شده؛ در ادامه به مرور مطالب قبلی پرداختند و بعد دسترسی ما رو بستن! به هر حال علم مدیریت در مفاهیم پایه ای اختصاصی هست!

هر چند ما پیشنهاد میکنم، عضویت کامل این سایت رو تهیه کنید!

بعد از محتوای سایت متمم احتیاج به افزایش دایره‌ی دانش مون داریم؛ در جستجو ها به سایت ایران مدیر میرسیم که شعار “ایران مدیر میخواهد” رو میده، قبل از بررسیش به یک گفتگو که بین من و دوستم رخ داده بپردازیم:

+این دوره ی هلث ام بی ای هم میتونه برای بچه ها جذاب باشه، چون دوره ی عملی و علمی درست و درمون نداریم.

*آره، قطعا؛ شما هر چقدر دانش بیشتری تو ظرف دانش ت بریزی قطعا نتیجه ی بیشتری میگیری، چه هدفت موندن باشه چه رفتن.

+قطعا، فکر کن یه مملکتی در هاش رو ببنده و بگه سرانه ی پزشک و مهندس و… پر شده دیگه نمیخوام اما نمیگه مدیر و کارآفرین نمیخوام که! هر چی مدیر بیشتر داشته باشی و با سواد باشن بهتر هست.

*فکر کردی این ویزا های استارتاپی پس از کجا اومدن!

خب ایران مدیر میخواد ببینیم چی یادمون میده:

4- https://plink.ir/t7E9H

از مطالب اولیه بگذریم چون در مطالب قبلی تکرار شده و چیز جدیدی برای ما نداره اما قسمت سبک های مدیریتی هر چند که کامل نیست مطالبش اما ذهنیت خوبی ایجاد میکنه؛ هر چند شما با خوندن این مطلب به سبک مدیریت دیکتاتور مآبانه در ارزیابی سبک خودت میرسی.

مطلب خوبشون اون لایه های مدیریت هست که بنیان تشریح سایر ساختار ها هست؛ هر چند الان سبک لایه های ساختار سازمانی عوض شده اما همچنان تفکرش رایج هست.

در ادامه به سایت یک پله بالاتر میرسیم که با مدیریت آقای آیدین نامدار هست و از قدمای علمی حوزه ی مشاوره مدیریت و شاخ و برگ هاش هستند، مطالب این سایت هم میتونه جمع بندی شده مطالب قبل باشه و تصویر مشخصی برای لایه ها و سطوح مدیریتی دارن، اگر تا اینجا مطلبی رو مطالعه نکردی، این مقاله رو ابتدا و سپس متمم رو بخونید.

5-https://plink.ir/ZImM8

در ادامه ی سفرمون برای رسیدن به قله به سایت همرو میرسیم؛ همرو به زبان ساده یک مرکز مشاوره مدیریت هست، من رویکرد مجموعه ی همرو رو خیلی دوست دارم، گزارشات سالیانه شون و…

6- https://plink.ir/pKv1l

هیچ جای کامنت دادنی باقی نذاشته اما بعضی از مطالب اگر با اینفوگرافی بیان میشد شاید بهتر بود و همچینین اینکه از مسائل مهمی صرفا با توضیح کوتاهی عبور کرده که ممکنه باعث بد آموزی و بد فهمی برای مایی که به دنبال کشف مدیریت هستیم بشه.

سایر سایت ها مطالب کپی یا جسته و گریخته دارن که ممکنه باعث گمراهی شما بشه؛ ما هم نکات تکمیلی درباره‌ی این مطالب داشته باشیم و بریم سراغ قله‌ی دیگه‌اي:

اولین مطلبی که وجود داره، ما نتیجه یک پژوهشی رو مطالعه میکردیم که این صحبت که مدیریت اکتسابی هست رو پذیرفته اما براساس پژوهش آماری و میدانی گفته بود تا حدود چهل درصد این امر، یعنی تبدیل شدن به یک مدیر کار درست با کمک ژن ها و ژنتیک رخ داده بود، برای تفهیم بهتر این موضوع از بدن سازی مثال میزنیم، عده ای بدن چربی سازی دارن اما عده ای نع، اگر دو فرد با وزن یکسان و شرایط یکسان از نظر برنامه و تغذیه و مربی بخوان تلاش کنن اون فردی که بدن چربی سازی داره باید بیشتر تلاش کنه تا همانند رقیبش بخواد نتیجه بگیره، از این رو اثر وراثت رو نمیشه رد کرد اما دلیلی برای تلاش نکردن در جهت رشد و شکوفایی نیست، صرفا یک فکت علمی هست، در مدیریت و کارآفرینی از این دست مسائل بسیار داریم، جلوتر با هم بهش خواهیم پرداخت و یادتون نره درگیر تفکر صفر و صدی و باینری نشید که آفت نو مدیران هست، شما در مدیریت با روح و روان و رفتار افراد درگیر هستی تا خروجی این رفتار ها به عدد و نتیجه تبدیل بشه، و ادم‌ها ظرف هایی و ترکیبی از همه‌ی این ها هستند.

خب حالا تعریف سرراست مدیریت چیه؟

ماری پارکر فلت از زنان پشیرو و پیشگام در علم مدیریت خصوصا رفتار سازمانی بوده که تعریف ما شباهت زیادی به تعریف ایشون داره، از این رو اول تعریف ماری پارکر فلت رو با هم مرور کنیم؛ ماری پارکر فالت (Mary Parker Follett) مدیریت رو این مدلی تعریف میکنن که:

“مدیریت را هنر انجام دادن کار به وسیله ی دیگران می داند. در این معنی هر کس بتواند کارها را با استفاده از نیروی دیگران به انجام برساند مدیر است .به عبارت دیگر مدیر هماهنگ کننده و کنترل کننده فعالیت های دسته جمعی برای رسیدن به هدف مطلوب سازمان با حداکثر کارآیی می باشد.” به کلید واژه هایی که میگه دقت کنی؛ هنر نیروی دیگران، هماهنگی، کنترل، هدف، کارآیی، از این رو ما در مدیریت با مهارت های دانشی در گیر هستیم.

تعریف ما از مدیریت: انجام دادن کار ها با و به وسیله ی دیگران!

این تعریف تمام معانی بالا رو در بر داره؛ چرا؟ چون برای انجام دادن کار باید تمام مراحلی که در بالا از ش صحبت شد رخ داده باشه تا به مرحله ی انجام برسه و وظیفه‌ی مدیر هدایت و راهبری جریان هست.

خب حالا یه تعریف درست و درمون تو دستمون داریم، بریم اخرین کلام شرپا رو هم بشنویم و بریم عمیق شیم تو مطالبی که با هم خوندیم:

مینتزبرگ میگه مدیریت یا قسمتی از مدیریت قابل آموزش دادن نیست، به چه دلیلی؟ میگن اگر کسی میخواد به سرداری برسه باید از سربازی شروع کنه! شما اگر از بهترین دانشگاه جهان هم از رشته مدیریت فارغ التحصیل شده باشی، بهت پست مدیریتی نمیدن مگر اینکه بابا تون قبلا اونجا مدیر بوده باشه! پس باید با سیستم پیوستگی ارام ارامر شد کنید و با چالش ها کنار بیایید.

از این رو باید پله به پله رشد کرد، سرعت رشد به توانایی ها و اشتیاق و عملکرد شما وابسته هست؛ در گذشته می‌گفتن که «مدیران متولد می‌شوند» اما امروزه میگن که «مدیران ساخته می‌شوند» که این جمله بر صحبت های بالا دلالت داره.

حالا از الان به سوالی که قراره در سفر بعدی بهش بپردازیم فکر کنیم: مدیریت علم هست یا هنر؟